دهه ی فجر از نگاه مقام معظم رهبری
|
دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست كه گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی، در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و «سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس میكردند كه فاتحینی هستند كه بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع كردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام، مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است كه خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما، احساسات، گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید كلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه كند كه یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد. |
میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام جعفرصادق (ع) مبارک باد

فرخنده سالروز ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) گرامی باد !
شب هفدهم شب ولادت حضرت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه و شب بسیار مبارکى است و سیّد نقل کرده که در مثل چنین شب نیز قبل از هجرت به یکسال معراج آن حضرت بوده.
.روز هفدهم بنابر مشهور بین علماء امامیّه روز ولادت با سعادت حضرت خاتم الا نبیاء محمد بن عبدالله صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله است و معروف آنست که ولادت با سعادتش در مکّه معظّمه در خانه خود آن حضرت واقع شده در روز جمعه در وقت طلوع فجر در عام الفیل در ایّام سلطنت انوشیروان عادل و نیز در این روز شریف سنه هشتاد و سه ولادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام واقع شده و باعث مزید فضل و شرافت این روز گردیده و بالجمله این روز روز بسیار شریفى است.
فرمایشات حضرت محمد(ص)
«خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شمارد.»
«شجاع ترین مردم آن کس است که بر هوس خویش تسلط یابد»
«بهترین کسب ها آن است که مرد با دست خود کار کند.»
«بهترین اقسام ایمان آن است که بدانی هر جا هستی خدا با تست.»
«لذت حسود از همه کس کمتر است.»
«خدایا مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوی عزیز کن و به عافیت زیبایی ده.»
«ناتوان ترین مردم کسی است که از دعا ناتوان باشد.»
«پشیمان تر از همه مردم در روز قیامت، مردی است که آخرت خود را به دنیای دیگری فروخته است.»
«تواضع مایه بزرگی است، تواضع کنید تا خدا شما را بزرگ کند.»
«صدقه موجب فزونی مال است، صدقه دهید تا خدا مالتان را زیاد کند.»
«صدقه خشم خداوند را فرو می نشاند و از مرگ بد جلوگیری می کند.»
«خداوند به وسیله نیکی با پدر و مادر عمر انسان را زیاد می کند.»
«نخستین چیزی که به حساب آن می رسند نماز است.»
«از لجاجت بپرهیز که آغازش جهالت است و انجامش ندامت.»
«از یار بد بپرهیز که ترا به او شناسند.»
«استغفار وسیله محو گناهان است.»
«دروغ روزی را کاهش می دهد.»
«با پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان با شما نیکی کنند.»
«پرخوری دل را سخت می کند.»
«سحرخیز باشید، زیرا سحرخیزی مایه برکت است.»
«کمال نیکی آن است که در نهان همان کنی که در آشکار انجام می دهی.»
«توبه از گناه این است که دیگر مرتکب آن نشوی.»
«گشاده رویی کینه را می برد.»
«بهشت با ناملایمات قرین است و جهنم با خواستنی ها همراه است.»
«صدقه گناه را از بین می برد، چنانکه آب آتش را خاموش می کند.»
«حیا مایه زینت است.»
«تقوا مایه بزرگی است.»
«بهترین برادران شما کسانی هستند که عیوبتان را به شما آشکارا بگویند.»
۱۲ربيع الاول


۲- آغاز هفتهي وحدت
نهم ربیع الاول آغاز امامت امام زمان (عج)

نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. در سال روز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است، تصمیم گرفتیم در چند سطر کوتاه به رخ دادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سامرا روی داد، اشاره کنیم.
روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هـ.ق، امام حسن عسکری علیه السلام پس از این که نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر این که مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادت شان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.
عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بن الحسن علیه السلام متصدی غسل و کفن و دفن حضرت شد و بر اساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان علیه السلام با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.
شهادت امام حسن عسگری علیه السلام
بار دیگر شد ز کینه زنده غم های مدینه
چون بقیع ، سامرا از کین خراب است قلب شیعه در این ماتم کباب است
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادمبود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری علیه السلام رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم علیه السلام و حضرت موسی علیه السلام تکرار مي شد .
کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای آن مي کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص
نظر شيعه درباره علت شهادت امام رضا(علیه السلام)
نظر شيعه درباره علت شهادت امام رضا(علیه السلام)
مرحوم علّام? مجلسي مينويسد: علماي ما و علماي عامّه دربار? اين که امام رضا (ع) با اجل خود از دنيا رفته، يا اين که او را با سمّ شهيد کردهاند و بنابر قول اخير آيا مأمون اين جنايت را مرتکب شده يا کس ديگر، اختلاف نمودهاند و در ميان شيعيان اشهر اين است که امام رضا (ع) در اثر سمّي که مأمون به او داده، شهيد شده است، تنها مرحوم سيد عليبن طاوس و همچنين اربلي در کشف الغمة، اين نسبت را انکار کردهاند.
بعضي اين قول را به شيخ مفيد نيز نسبت دادهاند ولي ظاهر عبارت شيخ مفيد در ارشاد چنين است که او نيز قائل به مسموميّت امام بوده است، زيرا او نوشته:
«... تا اين که رأي مأمون را دربار? آن حضرت دگرگون ساختند و تصميم به کشتن آن بزرگوار گرفت و چنان شد که روزي آن حضرت با مأمون طعامي خوردند و حضرت از آن طعام بيمار شد و مأمون نيز خود را به تمارض زد».
سپس مفيد در تفصيل اين جريان غم انگيز آورده است که: محمدبن عليبن حمزه از منصوربن بشير از عبداللهبن بشير روايت کرده که گفت:
مأمون به من دستور داد ناخنهاي خود را بلند کنم و اين کار را براي خود عادي نمايم و براي کسي درازي ناخن خود را نشان ندهم، من نيز چنان کردم، سپس مرا خواست و چيزي به من داد که شبيه به تمرهندي بود و به من گفت: اين را به دو دست خود بمال، و من چنان کردم سپس برخواسته و مرا به حال خود گذارد و پيش حضرت رضا (ع) رفته، گفت:
حال شما چگونه است؟
فرمود: اميد بهبودي دارم.
مأمون گفت: من نيز بحمدالله امروز بهترم و کسي از پرستاران و غلامان به خدمت تو آمدهاند؟
حضرت فرمود: نه.
مأمون خشمناک شد و به غلامان فرياد زد که چرا به آن حضرت رسيدگي نکردهاند.
28 صفر
قسمتی از سخنان مولایمان علی (ع) در سوگ پیامبر (ص)
خدا می داند این غم جانکاه چقدر بر سینه امیر المونین علیه السلام تنگی می کند که حضرتش به هنگام تطهیر و غسل بدن پاکیزه پیامبر (ص) اینگونه دردمندانه ناله سر می دهد که:
" پدر و مادرم بفدای تو باد ای رسول خدا همانا با مرگ تو - رشته ای – از نبوت و احکام الهی و اخبار آسمانی بریده شد که با مرگ دیگران ( سایر پیامبران ) بریده نگردید . . .
اگر امر به شکیبائی و نهی از ناله و فریاد و فغان نفرموده بودی ، هر آینه ( در فراق تو ) سرچشمه های اشک چشم را ( با گریه بسیار ) خشک می کردیم ، و درد و غم پیوسته ، و حزن و اندوه همیشه باقی بود ، و خشکی اشک چشم و دائمی بودن حزن و اندوه در مصیبت تو کم است ، ولی مرگ چیزی است که بر طرف نمودن آن ممکن نبوده و دفع آن غیر مقدور است .
پدر و مادرم به فدای تو باد ، مارا نزد پروردگارت بیاد آورده و در خاطر خویش نگهدار .(نهج البلاغه، خطبه 235 )
فرا رسیدن اربعین شهادت سید و سالار شهیدان، سرور آزاگان جهان، چهلمین روز وداع خونین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش، به تمامی دوستان اهل دل و ارجمند تسلیت و تعزیت عرض نموده و امیدواريم كه سوگواری های یكایك شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.

اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است.
عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است.
عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلمستیزی باشد.
عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست.
عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلمزده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن.
آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست. هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانهای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است.
اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثههای زمین، هرگز نمیتواند نوشتههای آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد.
اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانهای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمههای دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است.ر
اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخههای درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است.
اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمههای خون خداوند از چهار سوی عالَم است
7دی سالروز تشکیل نهضت سواد آموزی به فرمان امام خمینی(ره)(1358ه.ش)
هفتم دی ماه سال 1358 حضرت امام خمینی رحمه الله فرمانی مبنی بر تشکیل نهضت سواد آموزی صادر کردند که از جمله کارهای مدبّرانه و حکیمانه ایشان بود و آثار و نتایج فراوانی به همراه داشت. تشکیل نهضت سواد آموزی نیز مانند خیلی از نهادها و ارگانهای کشور از ثمرات انقلاب اسلامی است که تحولی بزرگ در کشور ما پدید آورد. سالروز تشکیل نهضت سواد آموزی، روز سواد آموزی نیز نام گذاری شده است. این روز بزرگ را به تمامی سوادآموزان و آموزگاران عزیز کشورمان تبریک می گوییم.
خلاصه ای از فرمان امام رحمه الله مبنی بر تشکیل نهضت سواد آموزی
تاریخچه و فلسفه شب یلدا
امشب شب یلداست، شبی که ریشه در فرهنگ کهن ایرانی دارد، یلدایتـان مبارک....
دیر زمانی است که مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را جشن می گیرند که در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به علت دقت گاه شماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذر و بامداد یکم دی است.
هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.
خورشید در حرکت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد که موجب کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگربار بسوی شمال شرقی باز میگردد که نتیجه آن افزایش روشنایی روز و کاهش شب است. به عبارت دیگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانهروز خورشید اندکی پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میکند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد.
از این روز به بعد، مسیر جابجاییهای طلوع خورشید معکوس شده و دوباره بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگشتن خورشید بسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد به طوری که آن را گرامی و فرخنده میداشتند.

ولادت حضرت امام موسی کاظم(ع) مبارک باد
.jpg)
کمال الدین محمد بن طلحه شافعی درباره موسی بن جعفر (ع) می گوید : او است امام بزرگوار عظیم الشان کثیرالتهجد کوشای در عبادت پروردگار ، مشهور به عبادت و مداومت کننده بر طاعات ، دارای کرامات مشهوره ، شب را به سجده و قیام به پایان میرسانید و روز را به تصدق و روزه تمام میکرد و به جهت بردباری بسیار و گذشت و بخشش بیشمار او که نسبت به اشخاصیکه بر او ستم میکردند داشت او را کاظم گفتند ، او گنه کار را به نیکی مجازات میکرد و جنایتکار را به بخشش و عفو خویش جزا میداد و برای کثرت عباداتش عبد صالح نامیده شد و در عراق به باب الحوائج الی الله برای برآمدن حاجات کسانیکه در درگاه خدا به او متوسل شوند معروف است ، از کرامات او عقلها حیران گشته و حکم میکنند که او در پیشگاه خدا مقام ارجمندی دارد که لغزش پذیر و زائل شدنی نیست. انوارالبهیه صفحه 185
آنحضرت در ابواء که جایگاهی است بین مکه و مدینه در روز یکشنبه هفتم صفر سال صدو بیست هشت متولد گردید ، مادرش حمیده مصفاة بربریه است که از اشراف عجم بود و حضرت صادق (ع) فرموده : حمیده پاک و پاکیزه است از پلیدی ها مانند طلای خالص ، و پیوسته فرشتگان به نگهبانی او مشغول بودند تا به من سپرده شد و حراست فرشتگان از او به واسطه لطف خداوند بود نسبت به من و حجت بعد از من و از بعضی روایات استفاده میشود که حضرت صادق (ع) به زنها دستور میداد برای فراگرفتن احکام خدا به حمیده مراجعه کنند. انوارالبهیه صفحه 185
شهادت حضرت زین العابدین(ع)

امام علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام مشهور به سجاد، چهارمین امام شیعیان بنا به قولی مشهور، در پنجم شعبان سال 38 هجری قمری متولد شد و در 12 محرم سال 95 هجری قمری به دست ولید بن عبدالملك به شهادت رسید. امام زین العابدین علیه السلام زمانی دیده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علی بن ابیطالب علیه السلام بود. آن حضرت 3 سال از خلافت علوی و حكومت چند ماهه امام حسن علیه السلام را درك كرد. امام سجاد علیه السلام در عاشورای سال 61 هجری قمری حضور داشت و در آن واقعه به صورتی معجزه آسا نجات یافت و پس از شهادت پدرش امام حسین علیه السلام مسئولیت زمامداری شیعیان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد و از آن روز تا روزی كه به شهادت رسید زمامدارانی چون یزید بن معاویه، عبدالله بن زبیر، معاویه بن یزید، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و ولید بن عبدالملك، معاصر بود.
تاسوعـا و عـاشورا و راز جاودانگی
گام های محرم ناگزیر از رسیدن به سر منزل تاسوعا و عاشورای حسینی است. محرمی که با نام حسین(ع) پیوند خورده و هر یک از ایامش فکرها و دل ها را متوجه روزی می کند که بزرگ ترین مصائب دنیا را بهمراه دارد و با تاملی در چگونگی حوادثی که آنزمان در کربلا اتفاق افتاد اشک غم را در سوگ برترین انسان های عالم جاری می کند ...
مروری بر صفحات تاریخ نشان میدهد جنایت و كشتارهای فجیع انسانی در طول تاریخ كم نبودهاند. جنایاتی كه بیان آنها مو را بر تن انسان سیخ میكند. از جنایت مغول ها در نقاط مختلف خصوصاً خراسان گرفته تا كشتار سرخپوستان آمریكا توسط مهاجران اروپایی و از تلفات جنگهای جهانی و حمله اتمی به هیروشیما گرفته تا كشتار در عراق و افغانستان توسط مهاجمانی که حقوق انسانها را نقص کردند. اما بسیاری از آنها در لابهلای تاریخ دفن شدهاند و آنهایی هم كه گاه بیان میشوند یا برای زنده نگهداشتنشان یادبودی ساخته شده، هیچكدام جریانساز و تحولآفرین نیستند. حتی كشتارهای گسترده در همین زمانهای نزدیك خیلی سریع به فراموشی سپرده شده است.
اما دهه ی محرم 61 هجری و تاسوعا و عاشورای خونین آن سال هرگز از یادها نمی رود و هنوز هم که هنوز است مسلما بسیاری از شما عزیزان در هر شهر و محله ای كه در آن زندگی میكنید هیات و دستهای دارید و در ایام محرم خصوصا در تاسوعا و عاشورا برای گریستن بر مظلومیت آقا اباعبدالله و تدبر و تفكر در چیستی و چرایی حركتش راهی تكیه و حسینیه ای میشوید. مگر راز زنده ماندن رشادت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعا و همینطور قیام امام حسین(ع) در روز عاشورا كه یك نیمروز بیشتر بهطول نینجامید چیست؟ و چرا این حماسه پس از 14 قرن همچنان تحولآفرین و انسانساز است؟ این راز ابعاد مختلفی دارد كه گرچه در این مختصر نمی گنجد ولی در این نوشتار تنها به گوشه ای از آنها اشاره می کنیم ...
روز تاسوعا (نهم محرم) در فرهنگ شیعه از دیرباز به عنوان روزی شناخته شده كه عزاداران و عاشقان اهل بیت(ع) ضمن بیان فضیلت های علمدار كربلا، به مرثیه سرایی و عزاداری برای او می پردازند. بیان جانفشانی ها و مصیبت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعای حسینی، باعث شده تا برخی چنین تصور كنند كه آن حضرت در روز تاسوعا به شهادت رسیده و به همین علت در این روز عزای سقای دشت كربلا را برپا می كنند در حالیكه نه تنها حضرت ابوالفضل(ع) بلکه همه یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا جان خود را برای یاری دین خدا و امام خود فدا كردند. تاسوعا روزی است كه حسین(ع) و یارانش در كربلا توسط لشکر ابن زیاد و عمر بن سعد محاصره شدند. یكی از حوادثی كه در این روز اتفاق افتاد، امان نامه ای بود كه شمر برای حضرت ابوالفضل(ع) و برادرانش آورد ولی از آنجا که معرفت و جوانمردی حضرت ابوالفضل(ع) برای یاری امام حسین(ع) و اهل بیت امام حرف اول را می زد، آن امان نامه ی ننگین به تمسخر گرفته شد.
روز تاسوعا (نهم محرم) در فرهنگ شیعه از دیرباز به عنوان روزی شناخته شده كه عزاداران و عاشقان اهل بیت(ع) ضمن بیان فضیلت های علمدار كربلا، به مرثیه سرایی و عزاداری برای او می پردازند. بیان جانفشانی ها و مصیبت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعای حسینی، باعث شده تا برخی چنین تصور كنند كه آن حضرت در روز تاسوعا به شهادت رسیده و به همین علت در این روز عزای سقای دشت كربلا را برپا می كنند در حالیكه نه تنها حضرت ابوالفضل(ع) بلکه همه یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا جان خود را برای یاری دین خدا و امام خود فدا كردند. تاسوعا روزی است كه حسین(ع) و یارانش در كربلا توسط لشکر ابن زیاد و عمر بن سعد محاصره شدند. یكی از حوادثی كه در این روز اتفاق افتاد، امان نامه ای بود كه شمر برای حضرت ابوالفضل(ع) و برادرانش آورد ولی از آنجا که معرفت و جوانمردی حضرت ابوالفضل(ع) برای یاری امام حسین(ع) و اهل بیت امام حرف اول را می زد، آن امان نامه ی ننگین به تمسخر گرفته شد.
روز تاسوعا (نهم محرم) در فرهنگ شیعه از دیرباز به عنوان روزی شناخته شده كه عزاداران و عاشقان اهل بیت(ع) ضمن بیان فضیلت های علمدار كربلا، به مرثیه سرایی و عزاداری برای او می پردازند. بیان جانفشانی ها و مصیبت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعای حسینی، باعث شده تا برخی چنین تصور كنند كه آن حضرت در روز تاسوعا به شهادت رسیده و به همین علت در این روز عزای سقای دشت كربلا را برپا می كنند در حالیكه نه تنها حضرت ابوالفضل(ع) بلکه همه یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا جان خود را برای یاری دین خدا و امام خود فدا كردند. تاسوعا روزی است كه حسین(ع) و یارانش در كربلا توسط لشکر ابن زیاد و عمر بن سعد محاصره شدند. یكی از حوادثی كه در این روز اتفاق افتاد، امان نامه ای بود كه شمر برای حضرت ابوالفضل(ع) و برادرانش آورد ولی از آنجا که معرفت و جوانمردی حضرت ابوالفضل(ع) برای یاری امام حسین(ع) و اهل بیت امام حرف اول را می زد، آن امان نامه ی ننگین به تمسخر گرفته شد.
باز این چه شورش است که در خلق آدم است............................................


| باز این چه شورش است که در خلق عالم است | باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است | |
| باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین | بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است | |
| این صبح تیره باز دمید از کجا کزو | کار جهان و خلق جهان جمله در هم است | |
| گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب | کاشوب در تمامی ذرات عالم است | |
| گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست | این رستخیز عام که نامش محرم است | |
| در بارگاه قدس که جای ملال نیست | سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است | |
| جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند | گویا عزای اشرف اولاد آدم است | |
| خورشید آسمان و زمین نور مشرقین | پروردهی کنار رسول خدا حسین |
□
| کشتی شکست خوردهی طوفان کربلا | در خاک و خون طپیده میدان کربلا | |
| گر چشم روزگار به رو زار میگریست | خون میگذشت از سر ایوان کربلا | |
| نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک | زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا | |
| از آب هم مضایقه کردند کوفیان | خوش داشتند حرمت مهمان کربلا | |
| بودند دیو و دد همه سیراب و میمکند | خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا | |
| زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد | فریاد العطش ز بیابان کربلا | |
| آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم | کردند رو به خیمهی سلطان کربلا | |
| آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد | کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد |
□
|
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی |
|
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی |
|
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه |
|
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی |
|
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت |
|
یک شعلهی برق خرمن گردون دون شدی |
|
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان |
|
سیمابوار گوی زمین بیسکون شدی |
سیزده آبان
سیزده آبان

سیزده آبان در تاریخ انقلاب اسلامی برگی زرین، و مقطعی حساس، و مناسبتی پرخاطره است ، به خصوص كه چهارده سال بعد از تبعید حضرت امام ( ره ) در همین روز ( 13 آبان 1357 ) فرزندانش در مقابل دانشگاه تهران و خیابان های اطراف با شعار درود بر خمینی ، مرگ بر شاه ، پایه های حكومت را به لرزه در آورده و با گلوله های ماموران شاه به خاك و خون غلتیدند .
صبح روز 13 آبان 1357 دانش آموزان در حالی كه مدارس را تعطیل كرده بودند، رو، به سوی دانشگاه نهادند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شكن خویش به جهانیان اعلام نمایند. این جوانان پرشور ، گروه گروه وارد دانشگاه شده و در آنجا اجتماع نمودند .
ماموران شاه دانشگاه را به محاصره خود در آوردند .
ساعت یازده صبح، ماموران، ابتدا چند گلوله گاز اشك آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب كردند، اجتماع كنندگان در حالی كه به سختی نفس می کشیدند ، صدای خود را رساتر كرده با صدای بلندتر الله اكبر می گفتند. سپس تیراندازی آغاز شد و لاله های انقلاب یكی پس از دیگری درخون غلتیدند . در این فاجعه 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند و جنگ و گریز ماموران فرمانداری نظامی با دانشجویان و دانش آموزان تا پاسی از شب ادامه داشت ...
امام خمینی (ره) به همین مناسبت پیامی را از پاریس ، برای ملت قهرمان ایران فرستاد:
عزیزان من صبور باشید كه پیروزی نهایی نزدیك است و خدا با صابران است ....
ایران امروز جایگاه آزادگان است ....
من از این راه دور چشم امید به شما دوخته ام ...
و صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می رسانم.
عیدغدیرخم
عید غدیر، عید الله اكبر و عید آل محمد و ارزشمندترین و والاترین عید اسلامىاست. هیچ روزى در طول سال، فرخنده تر و مبارك تر از این روز مقدس نزد شیعیان اهل بیت نیست. امام صادق سلام الله علیه مىفرماید:
«ان یوم غدیر خم بین الفطر و الاضحى و الجمعه كالقمر بین الكواكب...»؛ روزعید غدیر خم در میان سه عید فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگى ماه در میان ستارگان است. چه تعبیر ظریفى امام دارد كه عید غدیر را تشبیه به ماه كرده است و دیگر اعیاد را به ستاره؛ زیرا در این روز بزرگ بود كه خداوند اعلام كرد: امروز دین را بر شما تكمیل كردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا»؛ نعمت بزرگ اسلام كه از هر نعمتى ارزنده تر و گرانبهاتر است، كامل نمىشود و محقق نمىگردد جز با ولایت علىعلیه السلام « و ما نودى بشىء مثل ما نودى بالولایه».
محب الدین طبرى از علماى بزرگ اهل سنت نقل مىكند كه رسول خدا صلوات الله علیه فرمود: «اذا جمع الله الاولین و الاخرین یوم القیامة و نصب الصراط على جسر جهنم، لم یجزها احد الا من كانت له براء ة بولایة على بن ابى طالب»؛ در روز قیامت كه خداوند تمام مردم را جمع مىكند و صراط بر پل دوزخ زده مىشود، هیچ كس از آن نمىگذرد جز كسى كه با ولایت على ابن ابىطالب، گذرنامه بىزارى و برائت از جهنم را داشته باشد.
سالروز ولادت پيشوای دهم شيعيان حضرت علی النقی الهادی (ع) بر عموم مسلمین جهان مبارک باد.
امام ابوالحسن علی النقی هادی (عليه السلام) ملقب به امام «هادی»، دهمين پيشوای شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجری در اطراف مدينه در محلی به نام «صريا» متولد گشت. آن حضرت و فرزند گرامی ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفای بنی عباس آنها را از سال 233 به سامرا (عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند.
امام هادی (عليه السلام) به لقبهای ديگری مانند: نقی، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارک ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسی كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا برای اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثانی به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادی عليه السلام اختصاص يافته است.
پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوی گرامی سمانه است كه بانويی با فضيلت و با تقوا بود. امام هادی (ع) در سن 6 يا 8 سالگی يعنی در سال 220 هجری، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسيد. مدت 33 ساله امامت امام هادی (ع) با خلفای معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.
عیدقربان
| روز دهم (روز عيد قربان) |
|
روز عيد قربان از اعياد مهمّ اسلامى است. اين روز يادآور اخلاص و بندگى حضرت ابراهيم(عليه السلام)در برابر پروردگار خويش است، آن جا كه فرمان حق براى ذبح اسماعيل صادر شد، و ابراهيم آن بنده فرمانبردار خداوند آماده اجراى اين فرمان شد و اسماعيل را به قربانگاه برد و كارد بر حلقومش نهاد، ولى ندايى رسيد كه اى ابراهيم از عهده اين آزمون الهى برآمدى! دست نگهدار كه فرمانبردارى خويش را به درستى اثبات كرده اى. |
روز عرفه چه روزی است؟
روز عرفه هم نهمین روز از ماه ذی الحجه است که اعمال مخصوص خودش را دارد
حاجیان در این روز در سرزمینی نزدیک شهر مکّه
در بیابانی نزدیک شهر مکّه به نام «عرفات» دور هم جمع می شوند
و خدا را عبادت می کنند. روز عرفه، روز دعا و نماز و راز و نیاز با خداست
روز بخشیده شدن گناهان است
علم و کمال و حکمت و توحید جان گرفت / از نطق جان فزای تو یا باقرالعلوم
یک لحظه وا کند گره از کار عالمی / دست گره گشای تو یا باقرالعلوم
دردا که صبح و شام هشام از ره ستم / کوشید بر جفای تو یا باقرالعلوم
دردا که شد نهان به دل خاک در بقیع / روی خدانمای تو یا باقرالعلوم
شهادت مظلومانه اش ، تسلیت
26 مهرآغاز هفته تربيت بدني و ورزش
شهادت امام جواد علیه السلام تسلیت باد
هشتمین امام معصوم علیه السلام در انتظار پسر و شیعیان در تب و تاب رویت جمال جواد الائمه علیهالسلام بودند. حدود چهل و هفتمین بهار عمر امام رضا علیه السلام سپرى مىشد اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش را فروزان نساخته بود. از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبان آنها قرار داشت كه گاه به وسیله نامه نیز آن حضرت را مورد آزار قرار مىدادند كه نمونه آن را مىتوان در مكتوب «حسین ابن قیاما» مشاهده كرد. او كه از سران «واقفیه» بود در نامهاى به امام رضا علیهالسلام مىنویسد: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى كه فرزندى ندارى و امام علیه السلام پاسخ او را چنین نگاشت كه از كجا مىدانى كه من فرزندى نخواهم داشت چند روزى طول نخواهد كشید كه خداوند به من پسرى عنایت خواهد كرد كه حق را از باطل جدا مىكند. تا این كه طبق پیشبینى امام علیه السلام در رمضان سال 195 هجرى و به نقل از ابن عیاش در دهم رجب آن سال ستاره امام جواد علیه السلام متجلى شد و مادرش «سبیكه» را كه از خاندان «ماریه قبطیه»همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بود و به فرموده امام رضا علیهالسلام آفرینشى پاكیزه و منزه داشت. مرتبت و مقامى والاتر بخشید.
درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه علیه السلام آن هنگام كه با میلادش جلوه زیباى مباركترین مولود را رقم زد و آن هنگام كه با قامت زیباى امامت خویش قیامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى را متجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى دیده از جهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرین خویش تجلى بخش آیات جهاد و شهادت گشت.
ولادت امام جواد علیهالسلام تمامى شایعات مربوط به امام رضا علیهالسلام را پایان بخشید و دلهره و اضطراب را از میان شیعیان زدود. بدین جهت، كه امام در حق فرزندش فرمود: این مولودى است كه براى شیعیان ما «در این زمان» با بركتتر از او زاده نشده است.
مولودى كه حدود شانزده سال رهبرى و امامت شیعیان را عهدهدار شد و در این راستا آثارى شگفت از خویش به یادگار گذارد و مكتب علمى، اجتماعى شیعه را جلوه خاص بخشید.
شهادت آن بزرگوار پایانى است بر تلاشهاى چشمگیر و پر فروغش تلاشهایى كه خلفاى بنىعباس و دشمنانش را آنچنان غافلگیر نمود كه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمایند و بدین جهت در صدد شهادت آن حضرت بر آمدند و این نوشتار نگاهى است به عوامل و موجبات شهادت آن حضرت كه در این زمینه به بررسى سه عامل مىپردازیم:
تقواى الهى و عدم همراهى با فساد دربار
مىدانیم كه یكى از القاب آن حضرت «تقى» است و این به خاطره جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه دیدگان قرار داده بود والا تمامى معصومین برخوردار از صفت تقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق» راستگو و «كاظم» فرو برنده خشم و «زین العابدین» زیباترین روح پرستنده» هستند.
اما فرهنگ القاب معصومین ریشهاى اجتماعى و برخاسته از عنایت الهى دارد كه لقب «تقى» نیز از این مقوله است نگاهى به شرایط اجتماعى آن بزرگوار و وضعیت درباریان ما را بدین نكته رهنمون مىكند كه دشمن تلاشى پیگیر داشت تا به گمان خود آن حضرت را با عیاشیها و فساد دربار براى یك بار هم كه شده است آلوده كند و در نتیجه آن حضرت را از چشم شیعیان و طرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهىاش مىستودند ساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش امالفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در این جهت دستور لازم را نیز صادر كرد. اما راه به جایى نبرد و پاكى و تقواى امامت بر اندیشه باطل مامونى پیروز گشت و نورانیتى مضاعف یافت. این بار كافى است روایت ذیل را مرور كنیم.
یكى از القاب آن حضرت «تقى» است و این به خاطره جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه دیدگان قرار داده بود والا تمامى معصومین برخوردار از صفت تقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق» راستگو و «كاظم» فرو برنده خشم و «زین العابدین» زیباترین روح پرستنده» هستند.
ابن شهرآشوب در كتاب «مناقب» از محمدبن ریان نقل مىكند كه مامون درباره امام محمدتقى علیهالسلام به هر نیرنگى دست زد شاید بتواند آن حضرت را مانند خود اهل دنیا نماید و به فسق و لهو، او را متمایل كند به نتیجهاى نرسید تا زمانى كه خواست دختر خود را به خانه آن حضرت بفرستد دستور داد صد كنیزك از زیباترین كنیزكان را بگمارند تا زمانی كه امام جواد علیه السلام براى حضور در مجلس دامادى وارد مىشود با جامهاى جواهر نشان از او استقبال كنند كنیزان به آن دستورالعمل رفتار كردند ولى حضرت توجهى به آنها ننمود. در آنجا مردى بود به نام «مخارق» كه آوازهخوان بود و بربط نواز و ریشى دراز داشت. مامون او را طلبید و از او خواست كه تلاش خود را جهت متمایل نمودن امام به امور مزبور به كار گیرد. مخارق به مامون گفت اگر ابوجعفر علیه السلام كمترین علاقهاى به دنیا داشته باشد من به تنهایى مقصود تو را تامین مىكنم. پس نشست مقابل آن حضرت و آواز خود را بلند كرد به گونهاى كه اهل خانه دورش گرد آمدند و شروع كرد به نواختن عود و آوازخوانى. ساعتى چنین كرد ولى دید حضرت جواد علیه السلام نه به سوى او و نه به راست و چپ خود هیچ توجهى ننمود. سپس سر برداشت و رو به آن مرد كرد و فرمود، «اتق الله یاذاالعثنون»؛ از خدا پروا كن اى ریش دراز. پس عود و بربط از دست آن مرد افتاد و دستش از كار افتاد تا آن كه بمُرد. مامون از او پرسید تو را چه شد؟ گفت: وقتى كه ابوجعفر علیه السلام فریاد بركشید آن چنان هراسیدم كه هرگز به حالت اول باز نخواهم گشت.
روایت فوق بیانگر عمق توطئه مامون جهت نشانه گرفتن تقواى الهى امام جواد علیه السلام مىباشد كه عصمت الهى امام جواد علیه السلام نقشههاى آنان را نقش بر آب مىنمود. و در همین راستا سخن دیگرى كه از «ابن ابى داود» نقل شده است كه در جمع اطرافیان خود گفت:
خلیفه به این فكر افتاده است كه ابوجعفر علیه السلام را براى شیعیان و پیروانش به صورت زشت و مست نامتعادل آلوده به عطر مخصوص زنان نمودار كند. نظر شما در این باره چیست؟ آنها مىگویند این كار دلیل شیعیان و حجت آن را از بین خواهد برد اما فردى از میان آنان مىگوید جاسوسهایى از میان شیعیان برایم این چنین خبر آوردهاند كه شیعیان مىگویند در هر زمان باید حجتى الهى باشد و هرگاه حكومت متعرض فردى كه چنین مقامى نزد آنان دارد بشود خود بهترین دلیل است بر این كه او حجت خداست. پس از آن «ابن ابىداود» خبر را به خلیفه منتقل مىكند در این هنگام خلیفه این چنین اظهار نظر مىكند كه «امروز در باره اینها هیچ چاره و حیلهاى وجود ندارد. ابوجعفر را اذیت نكنید. پس از نومیدى از همراهى امام و درخشش هرچه بیشتر جلوههاى پاكى و تقواى امام بود كه دشمن تصمیم به شهادت امام علیه السلام را مىگیرد زیرا كه هر روز شخصیت امام فروغى فروزانتر به خویش مىگیرد و دلهاى مشتاق پاكى و عفاف را هرچه بیشتر به سوى خویش جذب مىكند.
اما فرهنگ القاب معصومین ریشهاى اجتماعى و برخاسته از عنایت الهى دارد كه لقب «تقى» نیز از این مقوله است نگاهى به شرایط اجتماعى آن بزرگوار و وضعیت درباریان ما را بدین نكته رهنمون مىكند كه دشمن تلاشى پیگیر داشت تا به گمان خود آن حضرت را با عیاشیها و فساد دربار براى یك بار هم كه شده است آلوده كند و در نتیجه آن حضرت را از چشم شیعیان و طرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهىاش مىستودند ساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش امالفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در این جهت دستور لازم را نیز صادر كرد. اما راه به جایى نبرد و پاكى و تقواى امامت بر اندیشه باطل مامونى پیروز گشت و نورانیتى مضاعف یافت.
و امام علیه السلام خود بىرغبتى و ناراحتى خویش را از وضعیت دربار و همراهى آنان اظهار مىداشت. «حسین مكارى» مىگوید: در بغداد بر ابوجعفر علیه السلام وارد شدم و در نزد خلیفه با نهایت جلالت مىزیست. با خود گفتم كه حضرت جواد علیه السلام با این موقعیت كه در اینجا دارد دیگر به مدینه برنخواهد گشت. چون این خیال در خاطر من گذشت دیدم امام سرش را پایین انداخت و پس از اندكى سربلند كرد در حالى كه رنگ مباركش زرد شده بود، فرمود: «اى حسین نان جو با نمك نیمكوب در حرم رسولخدا صلی الله علیه و آله نزد من بهتر است از آنچه كه مشاهده مىكنى.
دومین عامل شهادت امام جواد علیه السلام را مىتوان حضور قوى و كارآمد حضرت در صحنههاى علمى و برترى دانش آن حضرت برشمرد زیرا كه این امر ناتوانى خلیفه را در مقابل امام جواد علیهالسلام كه بسیارى خلافت را حق آنان مىدانستند به نمایش مىگذاشت. و ضعف بنیه علمى دانشمندان دربارى را هر چه بیشتر آشكار مىساخت كه از میان مباحثات متعدد حضرت یكى از آنها را برگزیده و نقل مىكنیم.
«زرقان» كه با «ابن ابى داود» دوستى و صمیمیت داشت مىگوید یك روز ابن ابى داود از مجلس معتصم بازگشت، در حالى كه به شدت افسرده و غمگین بود علت را جویا شدم گفت: امروز آرزو كردم كه كاش بیست سال پیش مرده بودم پرسیدم چرا؟ گفت: به خاطر آنچه از ابوجعفر «امام جواد علیه السلام» در مجلس معتصم بر سرم آمد. گفتم:
جریان چه بود؟ گفت: شخصى به سرقت اعتراف كرد و از خلیفه «معتصم» خواست كه با اجراى كیفر الهى او را پاك سازد. خلیفه همه فقها را گرد آورد و محمدابن على «حضرت جواد علیه السلام» را نیز فراخواند و از ما پرسید دست دزد از كجا باید قطع شود؟ من گفتم: از مچ دست. گفت: دلیل آن چیست؟ گفتم: چون منظور از دست در آیه تیمم «فامسحوا بوجوهكم و ایدیكم»،صورت و دستهایتان را مسح كنید» تا مچ دست است. گروهى از فقها در این مطلب با من موافق بودند و مىگفتند: دست دزد باید از مچ قطع شود ولى گروهى دیگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دلیل آن را پرسید گفتند: منظور از دست در آیه شریفه وضوء:
« فاغسلوا وجوهكم و ایدیكم الى المرافق» صورتها و دستهایتان را تا آرنج بشویید. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمدبن على امام جواد علیه السلام كرد و پرسید: نظر شما در این مساله چیست؟
گفت: اینها نظر دادند، مرا معاف بدار. معتصم اصرار كرد و قسم داد كه باید نظرتان را بگویید. محمدبن على علیه السلام گفت: چون قسم دادى نظرم را مىگویم. اینها در اشتباهاند. زیرا فقط انگشتان دزد باید قطع شود و بقیه دست باید باقى بماند. معتصم گفت: به چه دلیل؟
گفت: زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق مىپذیرد. بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود دستى براى او نمىماند تا سجده نماز را به جا آورد و نیز خداى متعال مىفرماید: «و ان المساجدلله فلا تدعوا مع الله احدا» سجدهگاهها از آن خداست. پس هیچ كس را همراه با خدا مخوانید. ابنابى داود مىگوید: معتصم جواب محمدبن على را پسندید دستور داد انگشتان دزد را قطع كنند و من همانجا آرزوى مرگ كردم. پس از سه روز ابن ابى داود به حضور معتصم مىرسد و مىگوید: به معتصم گفتم خیرخواهى براى امیرالمومنین بر من واجب است و من در این جهت سخنى مىگویم كه مىدانم با آن به آتش جهنم مىافتم. معتصم گفت آن سخن چیست؟ گفتم:
چگونه امیرالمومنین براى امرى از امور دینى كه اتفاق افتاده است به خاطر گفته مردى كه نیمى از مردم به امامت او معتقدند و ادعا مىكنند او از امیرالمومنین شایستهتر به مقام اوست، تمامى سخنان آن علماء و فقها را رها كرده و به حكم آن مرد حكم كرد؟
پس رنگ معتصم تغییر كرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا را در برابر این خیرخواهیت به تو پاداش نیك عطا كند و پس از آن بود كه تصمیم به شهادت امام علیه السلام گرفت.
بزرگداشت نهضتهاى شیع
حسین بن على مشهور به شهید فخ نواده حضرت مجتبى علیه السلام در زمان یكى از خلفاى بنىعباس به نام هادى عباسى قیام كرد. یاد و نام او سندى بر محكومیت بنىعباس تلقى مىشد و حماسه نهضتهاى شیعى علیه خلفاى عباسى را در خاطرهها تجدید مینمود.
در حمایت از این شهید انقلابى روایتى نیز از امام جواد علیه السلام مىخوانیم: «پس از فاجعه كربلا هیچ فاجعهاى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبودهاست.» یكى از نویسندگان در حكمت نقش انگشترى امام جواد علیه السلام «نعم القادر الله» مىنویسد: بعد از آن كه «مامون» همه انقلابها را سركوب نموده و تمامى صداها را خفه كرد. طبیعى بود كه مامون و عباسیان و یارانشان احساس كنند كه به نهایت آروزیشان رسیده و به ارزشمندترین آرمانهایشان كه عبارت بود از محكم ساختن پایههاى حكومت و سلطنتشان به طورى كه دیگر هیچ نیرویى توان ایستادن در برابر جبروت و سركشى آنان نداشته است، دست یافتهاند ولى مىبینیم كه بعد از این همه، نقش انگشترى امام جواد علیه السلام در برابر تمامى تصورات آنان قد علم مىكند و تمامى مظاهر و سركشى و ستم آنان را محكوم مىكند آن نقش این جمله است «نعم القادر الله» چه نیكو توانمندى است خدا.
و در این راستاست كه معتصم پس از این كه از مردم بیعت براى خود گرفت جویاى حال امام جواد علیهالسلام شد و دستور داد كه امام جواد علیه السلام و همسرش ام الفضل را به بغداد فراخوانند. زیرا كه حضور و نام و یاد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگى و عزت ایمان است و جلوه امامت و وصایتش مهر باطلى است بر خلافتهاى باطل بنىعباس.
درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه علیه السلام آن هنگام كه با میلادش جلوه زیباى مباركترین مولود را رقم زد و آن هنگام كه با قامت زیباى امامت خویش قیامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى را متجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى دیده از جهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرین خویش تجلى بخش آیات جهاد و شهادت گشت.
میلاد هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت علی بن موسی الرضا مبارک باد
بازهم آمده ام
ای امامم یا علی موسی الرضا(ع)
چند سالیست که بر نام تو مستی کردم
دل را از پس تو پوچ ز هستی کردم…اما…
هر زمان چشمک نازی دیدم…همچو مرغی به گنه پریدم
باز هم آمده ام…
تا که بر سر در این ایوانت
چو کبوتر باشم
بازهم آمده ام..اما…
کوله بارم پر از سنگ گنه
درد را در پس چشمم دیدی
وصله درد ز قلب و دل من برچیدی
تو مرا راه بدادی حرمت
حرم با دل و جان در کرمت…ای امامم یا علی موسی الرضا(ع)
چند سالیست که بر نام تو مستی کردم
دل را از پس تو پوچ ز هستی کردم…اما…
هر زمان چشمک نازی دیدم…همچو مرغی به گنه پریدم
این که منت کنیم حرفی نیست
چون که تو گل پسر فاطمه ای و بدلت مرزی نیست
پس تو دستم را گیر
در پس معرکه هستم درگیر
هستیَم نام تو است
مستیَم از می و پیمان تو است
من گنه کردم ولی کن…
باز هم آمده ام…
شاعر: مصطفی آزادوار
سرای مدرسه و بحث علم طاق و رواق
چه سود، چون دل دانا و چشم بینا نیست
مرحله دوم آزمون مسابقات علمی کارکنان دوره ابتدایی
همکاران محترم فرهنگی برروی آدرس زیر کلیک کرده و فایل موردنظررادریافت نموده و از نحوه ی چگونگی مرحله دوم مسابقات علمی مطلع شوید.
میلاد سید الساجدین امام العارفین زین العابدین (ع) بر همه عاشقان و شیفتگان حضرتش مبارک باد

" زینت عابدان"
امام سجاد(ع) :
سه چیز سبب نجات مؤمن است :
1- بازداشتن زبان ازغیبت مردم
2- مشغول کردن خودش به آنچه که برای اخرت و دنیایش سود دهد
3- گریستن طولانی بر گناهانش
علی بن الحسین (علیهما السلام) ، چهارمین امام شیعیان ،در پنجم شعبان سال 38 ه.ق متولد گشت.شهرت آن بزرگوار به دو لقب زین العابدین و سجاد به علت عبادت بسیار و سجده های مکررایشان است .
یکی از دلایل شهرت و محبوبیت آن حضرت نزد مردم، انتشار جملات زیبا و گرانبار در قالب دعا بود که همگان را به خود جذب می نمود. این دعاها در کتابی به نام صحیفه سجادیه که به آن زبور آل محمد نیز می گویند گرد آوری شده و مشتمل بر دقیقترین مسائل توحیدی، عبادی، اجتماعی و اخلاقی است.
سعید بن مسیب، از محدثین مشهور، درباره امام می گوید : " هیچکس را پارساتر و باتقواتر از علی بن حسین ندیدم."
امام در زمان خویش به " علی الخیر"، " علی الاغر" و " علی العابد " نیز شهرت داشت.


آموزشی- تربیتی -فرهنگی