ولادت حضرت امام موسی کاظم(ع) مبارک باد
از ابوبصیر روایت شده که گفت موسی بن جعفر (ع) به دنیا آمد من در خدمت حضرت صادق (ع) بودم ، چون به منزل ابواء رسیدیم آنحضرت برای ما غذا حاضر نمود و رسم او چنان بود که هرگاه برای اصحاب خود غذا میآورد ، غذای زیاد و پاکیزه حاضر میکرد ، در اثنای غذا خوردن ما ، فرستاده حمیده نزد آنحضرت آمد که اثر وضع حمل در من آشکار شده و شما فرموده بودید که چون آثار وضع حمل آشکار شود شما را آگاه کنم. امام صادق (ع) مسرور و فرحناک از جا برخواست و به حرم سرا رفت و پس از لحظه ای باز آمد در حالیکه آستین ها را بالا زده و خندان بود ، ما گفتیم خداوند پیوسته لب شما را خندان و چشم شما را روشن بدارد ، حمیده چه کرد ؟ فرمود ، خداوند پسری به من عطا فرمود که بهترین خلق خدا است و حمیده خبری به من داد که من از او داناتر بودم به آن ، گفتم فدایت شوم حمیده چه خبری به شما داد ؟! فرمود ؛ حمیده به من خبر داد که چون فرزندم به دنیا آمد دستهای خود را روی زمین نهاد و سر به جانب آسمان بلند نمود ، من به او گفتم این علامتی است که از رسولخدا (ص) در وقت ولادت دیده شده و از هر امامی که پس از آن حضرت است هم دیده میشود ، تا پایان روایت. انوارالبهیه صفحه 186
برقی از منهال قصاب روایت میکند که من از مکه به عزم مدینه خارج شدم و از منزل ابواء عبور کردم دیدم خدا مولودی بحضرت صادق (ع) عطا فرموده است ، من پیش از آن حضرت به مدینه رسیدم و او یکروز بعد از من وارد مدینه شد و سه روز مردم را اطعام نمود ، من از جمله میهمانان بودم و چندان غذا میخوردم که تا روز دیگر احتیاج به غذا نداشتم و باز سر سفره آن حضرت حضور یافته غذا تناول میکردم و سه روز من از طعام آنحضرت خوردم چندانکه شکمم پر میشد و از سنگینی معده تکیه بر بالش داده و تا فردای آنروز چیزی نمیخوردم { عبارت روایت این است : فکنت بذلک ثلثا اطعم حتی ارتفق ثم لا اطعم شیئا الی الغد و مولف محترم پس از نقل روایت می گوید : قال الفیروز آبادی ، ارتفق : اتکا علی مرفق یده او علی المخدة و امتلاء } انوارالبهیه صفحه 186
روایت شده که به حضرت صادق (ع) گفتند محبت شما نسبت به فرزندت موسی تا چه پایه است ؟! فرمود : دوست میداشتم که فرزندی جز او نداشتم باشم تا در محبت من با او شریک نشود. انوارالبهیه صفحه 187
آموزشی- تربیتی -فرهنگی